بازی با لَبو...!


۰۳ دی ۱۴۰۰ / ۱۲:۰۱:۱۷
۲۳۷


مدرسه دخترانه میزان

🌸🌼🌸🌼🌸🌼

امروز صبح موقع خوردن صبحانه، بعضی از دوستامون خیلی خوشحال بودند چون به مناسبت شب یلدا یا قرار بود بروند خونه مادر بزرگ یا مادربزرگ میومدند خونشون.

با خانم در مورد شب یلدا صحبت کردیم و خانم بهمون گفتند که دیگه از فردا زمستون شروع میشه، امشب طولانی ترین شب ساله بخاطر همین دور هم جمع میشیم، مامان بزرگ برامون قصه تعریف میکنند، کتاب حافظ میخونند، خوراکی میخوریم....
ریحانه می‌گفت: بابام شعرهای حافظ رو برامون ترجمه می‌کنه.
امروز خانم برامون یه قابلمه پر از لبو پخته بودند، چون شب مدرسه تعطیله ما روز یلدا گرفتیم. 😂
خانم پوست لبوها رو گرفتند و حلقه حلقه بریدند و ما کلی شکل های مختلف با لبو و قالب درست کردیم و بقیه لبوها رو ریز ریز خرد کردیم.
با خلال دندون کباب لبو درست کردیم.
پریسا و زینب سادات اصلا لبو دوست نداشتند ولی امروز دستپخت خانم رو امتحان کردند و یکم خوردند.
اون روز تو کلاس آنلاین، بعضی از دوستامون گفتند که تو خونه آبرنگ ندارند، امروز خانم آب لبو هم آورده بودند و گفتند میتونیم بجای آبرنگ استفاده کنیم.
امروز دُم لبو شد قلموی ما و روی میز نقاشی کشیدیم 🖌️😃 و هرجا رنگ کم داشتیم خانم بهمون آب لبو می‌دادند.
بعد هم با کف دستامون که رنگی بود روی کاغذ، دستامون رو چاپ کردیم. ✋🏻
آن‌قدر مشغول رنگ بازی بودیم که یادمون رفت کلی از وقت خوراکیمون گذشته. 😁
 هر گروه میز خودمون رو با دستمال تمیز کردیم.

🙏☺️

🌸🌼🌸🌼




برای درج دیدگاه باید ابتدا به عنوان کاربر به سایت وارد شده باشید.