ماجرای سُکون در کلاس قرآن...!


۱۵ آذر ۱۴۰۰ / ۱۰:۰۱:۴۲
۴۰۵


مدرسه دخترانه میزان

یکی از مواردی که در کلاس قران پایه دوم دخترانمان آموزش می بینند، علائم راهنمایی است که با آن قرآن را می خوانند.  یکی از آن علامت ها، علامت سکون است.

معلم وارد کلاس شد و بعد از سلام و احوالپرسی گفت :

" دخترهای من...! امروز قصّه داریم ".

 و بعد شروع کرد، حرف" خ"  را روی تخته کشید.

" یکی بود یکی نبود...! یه پیرمردی بود که کمرش خیلی درد می کرد و برای همین همیشه خدا نشسته بود. هر وقت هم که تصمیم می گرفت بلند بشه نمیتونست و صدای "خْ" می‌کرد، مجبور می شد سریع بشینه. او حتی یک آخ راحت هم نمی تونست بگه تا بتونه بلند بشه. بچه ها به نظر شما چرا این طور بوده!؟ "

هر کدام از بچه ها نظراتی دادند...

معلم ، دانش آموزان را  به "خ" روی تخته که حالا تبدیل به یک پیر مرد شده بود که بالای کمرش علامتی ناشناخته بود، توجه داد!

بله یک علامت ناشناخته بالای کمر  پیرمرد قصّه ما بود. علامتی‌که نمی گذاشت پیرمرد تکون بخوره و مجبور می شد همش بگه "خْ"...!

  اسم اون علامت سکون بود. پیرمرد چون سکون روی سرش بود نمی تونست حتی یه آخ راحت بگه.

" خوب دخترهای من! ما می‌خواهیم به آقای سکون کمک کنیم تا بتونه بلند بشه! به نظر شما چیکار کنیم؟ "

و  دوباره دختر ها به تکاپو افتادند ...

در آخر، قرار شد ما به آقای "خ"  یک عصا  بدهیم، یک عصا از جنس " آ ".

آقای سکون وقتی عصاشو دست بگیره میتونه بلند بشه و آخ راحت بکشه..‌.!




برای درج دیدگاه باید ابتدا به عنوان کاربر به سایت وارد شده باشید.